شنبه، خرداد ۲۶، ۱۳۸۶

مسافرتی دلچسب. تمام مدت مرا می بوسد. سه مسافر دیگر کوپه از این بابت ناراحتند، من بیشتر. مردی که دوستش دارم مرا می بوسد. بهتر از این، چه می توانم آرزو کنم؟ شاید برای آزار دادن مردم این کار را میکند. خوب که چی؟ مردی که دوستش دارم مرا می بوسد. بهتر از این، چه می توانم آرزو کنم؟

استراحت جنگجو، کریستین روشفو

حقایق مطلقند، اما آیا ما با حقایق زندگی می کنیم؟ این را میتوان از نحوه برخورد ما با چیزهایی که آنها را نوعی برتری یا امتیاز تلقی می کنیم، دریافت. گاه کسی را میبینیم که ثروت، استعداد یا موهبتی دارد ( که ما به کلی از آن محرومیم یا در سطح کمتری از آن برخورداریم. ) و از آن برای خودش استفاده می کند. قطعا او را خودبین، متظاهر یا تازه به دوران رسیده می نامیم؛ اما اگر همان چیز در اختیار خودمان باشد، خود را با یک توجیه ساده قانع می کنیم که احتمالا چیزی شبیه این خواهد بود:

چه استفاده کنم و چه نکنم، این در اختیار من است. پس بگذار از آن استفاده کنم. شاید بهتر یا راحت تر زندگی کنم.

۸ نظر:

ناشناس گفت...

aval aval aval aval

ناشناس گفت...

ما پستهای شما را دوست میداریم
و سوالی نیز برایمتان مطرح است در اینجا :
حقایق مطلقند یعنی چه؟ حقایق یعنی چه مطلق ینی چه بعد همش باهم ینی چه بعد آیا صادق است این گفته؟
---
دیگر اینکه معنی بعضی پستهایتان سخت می باشد مثلا این یکی را نفهمیدیم
http://toproust.blogspot.com/2007/06/blog-post_05.html
آیا بسیار شخصی می باشند؟ شاید هر کسی باید برای دل خودش بخواند نه برای فهمیدن نویسنده..

Purple گفت...

مایا آن پست توصیف زندگی یک الکلی است و یا بهتر بگوییم یک معتاد و آنهایی که در گیومه هستند جملاتی است که آن الکلی میگوید

----

بعد در مورد حقاق منظورم اینست که مثلا داشتن آن چیز و استفاده کردن از منافع آن قطعا یا خوب است یا بد و هر کدام که باشد برای همه همان خواهد بود اما به نظر می رسد که ما این را قبول داریم اما طبق آن زندگی نمی کنیم

ناشناس گفت...

آیا به فضای حاکستری اعتقادی ندارید؟
===
این "حقایق" و "مطلق" همیشه فکر من را بخودش مشغول میکند زیرا حقایق برایمان(من به شخصه) تعریف نشده است یا حداقل بسیار پیچیده است در مورد مطلق هم باز به همین صورت. همیشه همه چیز مطلق نیست...
آیا واقعا ما چنین چیرزی را قبول دریم؟ آیا قبول داشتنمان صحیح است؟ و آیابه راستی طبق چه چیزی زندگی می کنیم؟
===
زیادی با شعورانه شد .ببخچشد

Purple گفت...

ببین مایا ما خود نیز در مورد جواب نهایی اندکی تردید داشتیم و برای همین آن پرسش را در ابتدای پست گنجاندیم. اما من خودم و عده ای را دیده ام که اینگونه قضاوت میکنیم پس این را گفته ام اما مشتاقم بدانم آیا همه اینطور فکر میکنند یا نه؟

ناشناس گفت...

تکرار می کنیم که :پستهای شما را دوست میداریم
فقط گاهی از چالیدن خوشمان می آید!

ناشناس گفت...

آنچه حقیقت دارد با آنچه که رخ می دهد فرق دارد ، باران برای کشاورز نعمت و برای کوزه گر لعنت ، موقعیت پست خودت رو در نظر بگیر ، چرا اون 3 تا مسافر دیگه ناراحتن ؟ مسلما فعل بوسه یا دوست داشتن آزار دهنده نیست ، آنچه آنها را آزار می دهد نداشتن آن است .

ما با حقایق زندگی نمی کنیم با تفسیرمان از حقایق زندگی می کنیم . وگرنه همه مان همسان فکر می کردیم ، یا لااقل افکار دیگران برایمان قابل هضم بود و ضمنا اگر زندگی بر پایه حقایق مطلق بود ، تا الان حتما دانشمندی فیلسوفی چیزی پیدا می شد که حقایق رو تک تک معرفی می کرد و تفسیر مطلقا خوب یا مطلقا بد رو می نوشت جلوش .

ضمنا با استدلال آخرت موافقم و به نظرم چیز بدی نیست.ضمنا به نظرم این که آدم با خودش روراست باشه و از چیزی استفاده کنه خیلی بهتر از اینه که برای اینکه فلان طور به نظر نیاد استفاده نکنه .
ضمنا به نظرم الزاما کسی که از موهبتی استفاده می کنه خودبین و متظاهر نیست

ناشناس گفت...

تعریف خود من از خودبین ها و متظاهر ها جور دیگه ایه ، ولی نمی شه گفت فلانی حتما متظاهره یا هرچی ، عنصر حسادت رو تو همه تفسیر ها حتما در نظر بگیر . 1