یکشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۹۲

Mary Margaret: How do you do it?


Mr. Gold: Do what?


Mary Margaret: Live with yourself, knowing all the bad things you've done.


Mr. Gold: Well, you tell yourself you did the right thing. And if you say it often enough, one day you might actually believe it.


Once upon a time, Season 2, Ep. 17

سه‌شنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۹۱


دلم میخواست تا صبح همین را گوش کنم. این هم ترجمه فارسی اش. این هم در یوتیوب.

جمعه، دی ۰۲، ۱۳۹۰


الان دست زیاد شده. اگه قدیما بود، امام حالا شاید نه، ولی امام زاده رو حتما میشدم.

یکشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۹۰


گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد 

طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد

رقصیدن سرو و حالت گل
بی صوت هزار خوش نباشد

پنجشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۹۰


ما یک دوستی داریم اینجا سیگار ارگانیک میکشه، میگه نمیخوام سم و مواد شیمیایی بره تو بدنم. حالا شده کار ما. ساعت ۴:۳۰ صبح میخوایم بریم بخوابیم، نیم ساعت نشستیم مسواک و نخ دندون و دهان شویه زدیم شد ۵

دوشنبه، مهر ۱۱، ۱۳۹۰

What makes you a man

Silas: I feel sick. Fuck.
I didn't think this through.

Andy: Well, well...
Well, that's what we do. We fuck up.
Then we try to fix it. Then we fuck up some more.
And we do it the most with our family, 'cause that's the safest place to practice.
But that's the shit that makes you a man.

Weeds, Season 7, Ep. 13

چهارشنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۹۰

بد به خاطر امیدوار ما نرسد


به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یک جهت حق گزار ما نرسد

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی 
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند
یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد