یکشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۶


کل هنر زندگی کردن در اینست که از افرادی که موجب رنجش خاطر ما می شوند، استفاده کنیم.

در جستجوی زمان از دست رفته، مارسل پروست

دوشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۶


به سوسک سینوهه فکر میکنم. به نظرم سینوهه نمیخواست سوسک را بپرستد. دنبال چیزی بود که برایش حرف بزند. همیشه باشد و بشنود اما چیزی نگوید و کاری نکند.


جمعه، دی ۱۴، ۱۳۸۶


I want to give you another chance to choose.

Destiny can be changed, Qingcheng.

Time sometimes flows backwards.

Snow can fall in the spring,

and even a frozen heart can come back to life...

 
The Promise


جمعه، دی ۰۷، ۱۳۸۶


برای نسیم:

کمتر پیش می آید که بگذارم چیزی در دلم بماند. حرفم را میزنم و انتظار دارم بقیه هم همینطور باشند. از اینکه کسی حرفش را نزند خیلی بدم می آید.
از بین همه احساسات فکر میکنم تنها چیزی که نه آنقدر مهارش کرده ام که دیگر به وقت نیاز هم چیزی از آن نمانده باشد، نه آنقدر افسار گسیخته که نتوانم آن را در دست داشته باشم، خشم است.
اینکه از قرآن زیاد مینویسم نشانه ایمانم نیست. از وابستگی است.
خیلی به عادتهایم فکر میکنم. خیلی زیاد. به آنهایی که دارند شکل میگیرند، به آنها که در شخصیتم نشسته اند و به آنها که نباید بگذارم بیایند.
همچنان در کمال پررویی معتقدم خواستن توانستن است.

من هم ارنستو، پاسپارتو، صدرا، آهو و گتسون و حمید را دعوت میکنم


یکشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۶


و اصبح فؤاد أم موسی فارغا...

قصص 10


پنجشنبه، آذر ۲۲، ۱۳۸۶


No one means all he says, and yet very few say all they mean, for words are slippery and thought is viscous.

Henry Adams


یکشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۶


برای هاشم:

... نه اینکه آدم ناباور به هیچ چیز معتقد نباشد. قضیه اینست که به همه چیز اعتقاد ندارد، یا هر زمان به چیز معینی اعتقاد دارد. فقط به شرطی به چیزی معتقد میشود که آن چیز به نحوی ادامه چیز اول باشد. این آدم نزدیک بین است و روشمند اما از افقهای وسیع دوری میکند ...

آونگ فوکو، اومبرتو اکو