دو بیتم جگر کرد روزی کباب
که میگفت گوینده ای با رباب
دریغا که بی ما بسی روزگار
بروید گل و بشکفد نوبهار
بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت
برآید که ما خاک باشیم و خشت
بعضی چیزها هستند که از همان اول هم میدانی معنای دیگری دارند. بعد یک شب که میخواهی با تو حرف بزنند، همانها را به تو میگویند. میدانی، این طوری هم جواب سؤال قبلت را میدهند و هم دهانت بدجور بسته میشود. چیزهایی مثل این:
فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو ازکی لکم و الله بما تعملون علیم، لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسکونة فیها متاع لکم و الله یعلم ما تبدون و ما تکتمون
و اگر در آن [خانه] کسی را نیافتید [باز هم] وارد آن نشوید تا زمانی که به شما اجازه دهند؛ و اگر به شما گفته شد برگردید، بازگردید که برایتان شایسته تر است و خدا به آنچه میکنید، داناست. باکی بر شما نیست اگر در خانه ای کسی نیست و متاعی در آن دارید، وارد شوید. خدا آنچه را آشکار میکنید و پنهان مینمایید، میداند.
نور 28 و 29
با خودت میگویی مگر میشود همه اینها برای خانه ها باشد. قبلش را هم که ببینی، میگوید پیش از آنکه با اهل خانه ای انس گیرید، به آن وارد نشوید. تو اگر دوست داری، غرضش را همان خانه بگیر. من نمیتوانم.
و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب
و من یتوکل علی الله فهو حسبه
ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدرا
طلاق 2 و 3
ترجمه را میتوانید از اینجا بخوانید. این هم ترجمه:
کسانی هستند که نه به آنها نزدیک میشوی و نه از آنها دور. چشم انتظار پیشرفتی در رابطه تان نیستید و اگر هم تلاشی بکنی یا بکنند، شاید به جایی نرسید. گاهی با هم چاق سلامتی میکنید و بگو بخندی و بعد هم میروید دنبال کار و زندگیتان. یحتمل چیزهایی که میخواهید خیلی شبیه هم نیستند یا راه رسیدن به آنها را متفاوت میبینید؛ با این حال به هم احترام میگذارید. زیاد شدن این آدمها مایه شادمانی و دلگرمیت است. برایت عزیز و محترمند و برایشان بهترینها را میخواهی.