جمعه، بهمن ۰۱، ۱۳۹۵
شنبه، آبان ۲۳، ۱۳۹۴
Normal
شنبه، تیر ۰۶، ۱۳۹۴
Serenity prayer
یکشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۹۲
سهشنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۹۱
یکشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۹۰
پنجشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۹۰
دوشنبه، مهر ۱۱، ۱۳۹۰
What makes you a man
I didn't think this through.
Andy: Well, well...
Well, that's what we do. We fuck up.
Then we try to fix it. Then we fuck up some more.
And we do it the most with our family, 'cause that's the safest place to practice.
But that's the shit that makes you a man.
Weeds, Season 7, Ep. 13
چهارشنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۹۰
بد به خاطر امیدوار ما نرسد
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد
اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یک جهت حق گزار ما نرسد
هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد
هزار نقد به بازار کائنات آرند
یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد
یکشنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۹۰
یکشنبه، مرداد ۳۰، ۱۳۹۰
دوشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۰
دوشنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۹۰
پنجشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۹
جمعه، مهر ۳۰، ۱۳۸۹
Let it go!
یکشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۹
تصمیم گرفتن سخت هست اما سخت تر اینست که آدم مواظب تصمیمهای کوچکی باشد که لازمه رسیدن به آن تصمیم بزرگتری هستند که در ذهنت داری. فکر میکنم در مورد مسایل مهم، ارزش هدف در تصمیم گیری ما آنقدر ملموس است که بالاخره تصمیم درست را میگیریم، اما در مورد این تصمیمهای کوچک چون رابطه با هدف اصلی آنقدر روشن و واضح نیست و یا از نظر زمانی نزدیک به هدف به نظر نمیرسد، آدم در موردش کوتاهی میکند و گاهی حتی چیزها را سرسری میگیرد. مثال خوبش شاید صبح زود بیدار شدن برای کار و درس یا بدتر از آن نوشتن تکالیف باشد. دومی را فکر میکنم در پنج سال اول دانشگاه ده بار هم نکردم، یعنی در مجموع کمتر از ترمی یک بار. حرفم اینست که آدم اگر چیزی را میخواهد باید خیلی مواظب همین چیزهای کوچک به ظاهر کم اهمیت باشد. همیشه خرابکاری از همین چیزها شروع میشود.
پ.ن. این آقای دن گیلبرت استاد روان شناسی دانشگاه هاروارد است. حرف جالبی در مورد تصمیمهای ما میزند. میگوید ما در تخمین احتمال رخ دادن چیزی که مطلوب ماست یا در مورد ارزش آن، دچار اشتباه میشویم و برای همین تصمیم اشتباه میگیریم. وقایع که از ما دور میشوند، تفاوت ارزششان را کمتر حس میکنیم. سخنرانی جالبی است. فرصت کردید، گوش کنید. جالب اینکه خودش ظاهرا در جوانی میخواسته نویسنده کتابهای علمی تخیلی بشود و درس و مدرسه را رها کرده و رفته کارگاه نویسندگی خلاق اسم بنویسد و پر بوده و رفته تنها کلاسی که خالی بوده اسم نوشته: آشنایی با روان شناسی.